چه روزهای سنگینی هستن و چقدر سنگین تر می گذرن . هیچ نوروزی مثل نوروز امسال برام نبوده . چقدر حجم نداشتن ها و نبودن ها رو دلم سنگینی می کنه . حتی نمی تونم پست پایان سال بذارم . خدا کنه هیچ تازه عروسی مثل من درگیر این حس ها نشه . طبیعت داره رنگ می گیره و تازه میشه و من از این همه سیاهی اطرافم خسته و دل مرده شدم . وجدانم میگه هییسسس بذار این فصل هم با صبوری بگذره اما دلم بهانه های بچه گانه و معصومانه می گیره و من باز هم تو این جدال تنها می مونم . روزهای خوبی نیستن , حال من هم خوب نیست . تو این قانون های نانوشته ی سیاهی , درگیر یه سکوت یخی ام . 

+ به خاطر همدردی ها و هم دلی هاتون ممنونم . ببخشید که نتونستم جوابی در قبالش بدم . راستش غافلگیر شدم چون فکر می کردم دیگه هیچ کس منو نمی خونه . ممنونم که شریک غم و شادی هستین . 

   + بهار اناری - ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢٧

به دنیا اعتمادی نیست

آخر هفته رو مرخصی گرفته بودم برای خونه تکونی ... با همسر کلی ایده های خوشگل چیده بودیم برای برای امسال که عید اولمون بود

اما

 به دنیای بی وفا اعتمادی نیست... در استانه اولین عید نوروز زندگی مشترکمون عزادار شدیم....برادر شوهرم... خدایا صبر

   + بهار اناری - ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/۱۳