چه روزهای سنگینی هستن و چقدر سنگین تر می گذرن . هیچ نوروزی مثل نوروز امسال برام نبوده . چقدر حجم نداشتن ها و نبودن ها رو دلم سنگینی می کنه . حتی نمی تونم پست پایان سال بذارم . خدا کنه هیچ تازه عروسی مثل من درگیر این حس ها نشه . طبیعت داره رنگ می گیره و تازه میشه و من از این همه سیاهی اطرافم خسته و دل مرده شدم . وجدانم میگه هییسسس بذار این فصل هم با صبوری بگذره اما دلم بهانه های بچه گانه و معصومانه می گیره و من باز هم تو این جدال تنها می مونم . روزهای خوبی نیستن , حال من هم خوب نیست . تو این قانون های نانوشته ی سیاهی , درگیر یه سکوت یخی ام . 

+ به خاطر همدردی ها و هم دلی هاتون ممنونم . ببخشید که نتونستم جوابی در قبالش بدم . راستش غافلگیر شدم چون فکر می کردم دیگه هیچ کس منو نمی خونه . ممنونم که شریک غم و شادی هستین . 

   + بهار اناری - ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٢٧