هستم

خیلی وقته که دیگه اینجا چیزی ننوشتم . یکم سخته دوباره شروع کردن اما میخوام که دوباره اینجا باشم . اتفاقات تلخ  و شیرین زیادی تو این مدت برام افتاده که دیگه نمیشه نوشتشون . از اون کیست های کوچولو که همون موقع که تصمیم گرفتم برای باردار شدن پیداشون شد و من هنوز هم درگیر درمان هستم گرفته تا روزهای تلخ و سخت شک کردن به همسرم و معلق شدن زندگیم و از دست رفتن یکباره همه دلخوشی هام , از اعتماد کمرنگ تر از قبل  دوباره گرفته تا عروسی دو سه روز پیش داداشی و ...

اینجا هم خیلی اتفاق های نو افتاده . خوندن خبرمادر شدم لیلی و مهر بانو خیلی سورپرایزم کرد . به خصوص لیلی که تصور می کردم حالا حالاها قصدش رو نداره . چند وقت پیش دیدم که از لیستش حذف شدم - نمی دونم چرا - اما اینجاهم بهش تبریک می گم . دعا می کنم دوران بارداری شیرینی رو تجربه کنه و نی نی هم سالم و سرحال باشه . به لورا هم همیشه با گوشی سر میزدم . خانم متاهل شاد با انرزی و روحیات و نوشته های خاص خودش .  دلم برای اینجا تنگ شده بچه ها . نمی دونم هنوزم کسی منو یادش هست یا نه ؟ اما دلم برای اون وقتایی که اینجا با هم بودیم تنگ شده ... واسه همین بودن رو از سر گرفتم :)

فردا بعد از یک هفته مرخصی برای عروسی داداش , می رم بیمارستان . آخ که چقدر الان در نظرم خانم خونه بودن خوب و دلچسبه . اینکه آهسته آهسته به همه کارهات برسی و خبالت آسوده باشه . اما چه می شود کرد , کار از فردا خواهی نخواهی ما رو صدا می زنه . تازه هدنرس محترم نامردی نکرده و شیفت اولم لانگم :0 .

دیروز بعد از کلی اختلاف سلیقه که سر این موضوع داریم , دکور خونه رو عوض کردیم . الان میز ناهار خوری رو از زیر پنجره آوردیم گذاشتیم زیر اوپن و من یه حس خوبی از این تغییر گرفتم که نگو . این میز خیلی اون گوشه مظلوم افتاده بود . الان ازش استفاده های بهتری میکنم . و یکی از بهترین اونها اینکه که این زاویه ی خونه از امروز خلوت کلید زدن های من میشه :)

راستی کسی می دونه چطور می تونم تو خونه سس مایونز  درست کنم ؟ سوال

- افسون ! کجاااییی تو دختر ؟ افسوس

   + بهار اناری - ٥:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٤/٧/٥