سفر یه شعره ... سفر یه قصه ست

هر دومون سرما خوردیم ..عصری بعد از کارهای تشخیص هویت رفتم خرید...الان تو خونه بوووی شلغم پیچیده و به ظرف هم پر از لیموشیرین های قاچ شده که عشق من هستن تو این فصل ،روی اپن هست ... ما پس فردا مسافریم ... سفر به اصفهان دوست داشتنی که من تا به حال از نزدیک اونجا رو ندیدم... ما اراده کردیم که تا پس فردا خوووب خوب بشیم و با انرژی ره سفر در پیش بگیریم... فعلا پیش به سوی بخور، لیموشیرین،شلغم، آش;-)

   + بهار اناری - ٥:٥٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٤/٧/۱٩