خدایا کمکم کن ...

تا درهایی که به سویم میگشایی ندانسته نبندم
و درهایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم. . .


+ حالم خوب نییییییست . نمی دونم قراره چی بشه . چقدددددر تنهام . کاش می فهمید ... کاش می فهمیدند ... من برای تحمل این چیزا, برای تنها به دوش کشیدن مشکلات بزرگ , هنوز خیلی کوچیک و نازکم . حس می کنم فقط بابا و مامان رو کنارم دارم . خدایا شکرت به خاطر وجود نازنینشون ... به خاطر اینکه مثل کوه پشتم ایستادن ... خدایا شکرت به خاطر دم کرده های بابونه ی مامان ... شکرت به خاطر تدبیرهای بابا ...

   + بهار اناری - ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢۳