حالم عوض میشه ... حرف تو که باشه

+ شما بهش چی میگی ؟ شما اسمشو چی می ذاری وقتی که دو روزه قهری باهاش , دو روزه بی دلیل بهت بی توجه شده , دو روزه رفته تو غار مردونش , دو روزه رفتی تو لاک خودت , دو روزه همش غصته , دو روزه هی با خودت فکر و خیال می کنی , گاهی هم خط و نشون می کشی که ایندفعه دیگه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست , این بار دیگه باید همین جوری کوتاه نیام , یعنی چی که جلو اون همه آدم اون شب اونطوری برخورد کرد ؟ ایندفعه دیگه باید تکلیف یه مسایلی رو تو زندگیم مشخص کنم , حالا می بینه ...

شب نشستی جلو تلوزیون و خاله زنک بازی های ح ر ی م سلطان رو می بینی که بی هوا ملودی خاص گوشیت خبر میده که کی پشت خطه .وقتی یه صدای شیطون با ته مزه ی احتیاط  اسمتو صدا می زنه , انگار مثل یه نسیم ملایم تموم اون دلخوری ها  یک جا از دلت پر میکشه و میره به ناکجا آباد . اصلا دیگه هیچی یادت نمیاد از تصمیم هایی که گرفته بودی و تلخی هایی که قرار بود ... اسمشو چی میذاری وقتی با بند بند وجودت در جوابش میگی : جاااانم ؟

من اسمشو می ذارم عشق ... می ذارم عاشقی ...  می ذارم بهونه ی زندگی ... می ذارم حسی که برای خوشبخت بودن من زن ,  بسه .

+ این روزها بیشتر به صورتت نگاه می کنم , به پیشانیت , به چشم هات , به دستهات که گاهی یک طرفه چنگ می زنه به موهات , به بازی دندان ها و لبات ... باید بتونم با نگاهم , با نگاهت , تا ته دلت راه باز کنم . می دونم که خیلی از حرفها رو نمی تونی بهم بگی . فهمیدنشون هنر زنانگی منه .

+ مرسی که مناسبت ها رو همیشه یادت هست و من می تونم با خیال راحت تمام روز رو منتظر اون ساعتی بشم که کادو رو میذاری جلوی چشمهام و فقط اون موقع ها هست که جلوی بقیه خجالتبوسه هات مشینه روی گونه هام و منم همیشه دست و پامو گم می کنم و یه سوتی می دم ...

+ دلم می خواد وقتی داری با اون صوت خوش نماز می خونی , هر جایی هستم پر بکشم پشت سجادت , زانو بزنم و فقط نگات کنم ...

                                                       

+ این روزا یه مزاحم تلفنی با مزه پیدا کردم . این مکالمه ای هست که در روز چند بار تکرار میشه :

من : بله بفرمایین ؟

مزاحمه :( با 100% خجالت و تابلو که حداقل یه دهه از من کوچکتره ) سلام . خوبی ؟

من : سلام . مرسی . شما خوبی ؟ 

مزاحمه :  خیلی ممنون ‌,سلامت باشین , زنده باشین , زیر سایه شما , سایتون کم نشه ! ! شکر خدا , دعاگوتون هستیم , مخلصیم به مولا !!!( همه اینا رو تند تند میگه و بعد سکوت . البته فکر کنم دیگه نفسش نمیکشه )

من : ( من اینجا خندم میگیره و در حال غنچه کردن لب و لوچه ی شکفته شده ) خب کاری هم داشتین ؟

به اینجا که می رسه مثل  فشنگ گوشی رو قطع می کنه ! فقط یه بار قبل از این مرحله با صدای لرزان گفت ( عاشختونم ) و بعد دیگه نمی دونم قطع کرد یا غش کرد .

همچین عاشقا و کشته مرده هایی داریم ما !خنثی

 

+ ع , بعد از اون همه باد و بارون یهو هوا آفتابی شد . هوای بهاره دیگه قلب

   + بهار اناری - ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٢/٢/۱٢