...

پرنده بالای تنگ ماهی نشسته بود و می گفت :

سقف قفس که باز است ، چرا پرواز نمی کنی ؟!

 

دیشب دلم خیلی شکست وقتی فهمیدم چه حرف هایی پشت سرم زدند . وقتی فهمیدم گفتن عقدم به این خاطر طولانی شده که شوهرم منو دوست نداره و نمی خواد ، دلم آتیییییش گرفت ...

کاش وقتی از مشکلات کسی آگاهی نداریم ، دور هم نشینیم و در مورد خودش و زندگیش قضاوت کنیم .

دلم اندازه ی همه ی ابرهای بهاری گرفته ...

پ ن :

دلم می خواد این جمله ها رو که امروز برام ایمیل شده بود و انگار همه ی حرف های منه ,  اینجا بنویسم تا یادم نره امروز چه احساسی داشتم .

می خواهی قضاوتم کنی ؟

کفش هایم را بپوش...
راهم را قدم بزن...
دردهایم را بکِش...
سال هایم را بگذران...

بعد حق داری قضاوتم کنی!

   + بهار اناری - ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/٤