پایان نامه و فانتزی ای که داره بر باد میره

این جند روز رو درگیر گرفتن تاریخ دفاع بودم . امان از این استادهایی که اینقدر کارهای یه دانشجوی منتظر اونم از نوع دفاعی و پر از استرسش براش اینقدر بی اهمیته . حالا امروز تماس گرفتن که اگه تا پایات تیر دفاع کردم که هیچ اگه نه باید تا اواخر شهریور منتظر باشم چون دانشکده تو این بازه ی زمانی مجوز دفاع نمیده . 

پایان تیر یعنی زمانی که ماه رمضان هست  ... یعنی زمانی که خوابگاه و سلف بسته هست و من جا و غذا ندارم ... پایان تیر یعنی همسر نمی تونه باهام بیاد . 

از طرفی اگه صبر کنم تا شهریور از اون طرف اگه بخوام طرحمو تو دانشگاه شروع کنم زمان چندانی تا شروع ترم تحصیلی نمونده و نمی دونم شاید برنامه ریزیشون انجام شده باشه و دیگه با درخواست طرح هیئت علمیم موافقت نشه . 

همسر میگه دلم می خواست تو دفاعت باشم اگه صبر می کردی تا بعد از ماه باهات میومدم . بهش می گم آخه صبر هم بکنم ، کی اجازه میده من و تو 2-3 شب بریم تهنایی تو یه شهر دیگه تو هتل بخوابیم !!! ؟ ( می دونم که بابام این اجازه رو نمیده ) . از طرفی هم خیلی دلم می خواد که باهام بیاد و با حضورش  قوت قلبم باشه و اعتماد به نفسمو بالا ببره . حالا گذشته از فانتزی های من تو اتوبوس و شب و تاریکی و کلی گشت و گذار تو اون شهر نیشخند. اما خب نمی خوام هم ریسک کنم و بازم این دفاعمو عقب بندازم . می خوام زودتر شرش کنده بشه . کی می دونه تا شهریور چه اتفاقاتی میفته ؟ 

خولاصه که نمی دونم باید چیکارکنم ؟ از امروز هم من استرسو رو  ویبرم  که فقط چند روز دیگه بیشتر وقت ندارم و اگه اون سوال رو پرسیدن چی کار کنم و خدا کنه به اینجاش گیر ندن و ..... 

وای بچه ها برام دعا کنید . 

   + بهار اناری - ٢:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۱٧