من پشت کردم به همه دنیا , تا رو به تو سجاده بندازم

امسال از شروع ماه رمضان خاله پری مهمونم بود . با اینکه مثل بقیه اعضای روزه دار خونه همون حس ضعف و خستگی روزه دم دمای غروب میومد سراغم با این وجود حس می کردم از حال و هوای این ماه دور افتادم . تا دیروز که بالاخره برای من هم ماه رمضون شروع شد . روزه ی این روزها با این شدت گرما خیلی سخته اما می خوام مثل یه قرار و صبر عاشقانه ببینمش .

دیشب رفتم سراغ دفترچه خاطراتم که چند وقتی هست که دیگه دست و دلم نرفته توش چیزی بنویسم . تاریخ شب اول رمضان پارسال رو آوردم و نشستم به دوره ی حس و حال پارسالم .  سطر آخر 5 تا آرزو نوشته بودم . از زمانی که روزه گرفتم هر چی یادم میاد هر سال از اول ماه چند تا نیت می کنم و روزه ی هر روز رو با ذکر اونا افطار می کنم . خیلی وقتا هم سال بعدش که برا خودم یادآوری می کردم می دیدم بهشون رسیدم . اما امسال ... از اون 5 تا فقط یکیش اجابت شده بود و یکیش هم طولانی مدت بود و بعد ها معلوم میشد . پارسال تنها سالی بود که روزه ی هر روزمو با اشک افطار کردم و مصرانه حوائجمو خواستم ولی  ...

دوست ندارم اینو بگم خدا جونم اما خودت می دونی امسال تو دلم چه خبره و می دونی دیگه امسال با اون بهار پر از انرژی و امید طرف نیستی . می دونی که دیشب لحظه ی افطار هیچی نتونستم بخوام فقط 3 تا آیت الکرسی خوندم و خودم و این زندگی نامنظم رو سپردم به خودت . و می دونی که ... که شاید دیگه خیلی خستم .

خدایا من این روزها پشت کردم به همه دنیا ، تا رو به تو سجاده بندازم ...

                    

+ برای دفاعم همه چیز داشت خوب پیش می رفت . با داورها هم صحبت کردم ، از پایان نامه پرینت گرفتم و حتی پاور پونت و همه چی اکی بود . اما یکی از راهنماهام گفت که نمی تونه اون تاریخ بیاد و بقیه ی روزها هم پر بود و ناچارا دفاعم افتاد برای نیـــــــــــــمه دوم شهریورناراحت .اوووووف  و حالا یک عدد بهار بیکار و علاف جلوتون نشسته (همون چیزی که ازش متنفرمخمیازه ).  

+ لورایی ! گیر دادم به درست کردن پازل هایی که نشونمون دادی . دستت درد نکنه واقعا . خدا خیرت بده که سر منو گرم کردی قلب.

   + بهار اناری - ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٢/٤/٢٤