دیروز تصمیم داشتم برم آرایشگاه و صفایی به این ابروهای پریشون بدم ! حدود یک سال هست که به این منطقه امدیم اما هنوز هم نتونستم یه آرایشگاه کار درست و قابل قبول پیدا کنم . یا ابروها رو اینقدر نازک می کنند که شبیه پیرزن های اروپایی میشی یا اینقدر کلفت و صاف که شبیه لیان شامپو . تقریبا همه ی آرایشگاه های اطراف رو تست کردم تا اینکه کار این یکی زیاد بد نبود . اما چشمتون روز بد نبینه . خانوم آرایشگر از این آرایشگر های پرچونه بود که به محض اینکه صندلیش رو می ذاره کنارت و بند رو گره می زنه دور گردنش شروع می کنه از این ور و اون  ور حرف زدن و وارد زندگی شخصی مشتری شدن . من که با جواب های کوتاه نشون می دادم تمایلی به حرف زدن ندارم اما هر از چند دقیقه که می شد کلا منو یادش می رفت و دو تا دست هاش رو می ذاشت رو زانوهاش و با مامانم گرم حرف زدن می شد !!! تا اینکه مامانم بنده خدا یک کلام گفت دخترم وقتی صورتشو اصلاح می کنه جوش می زنه . خانم آرایشگر رفت تو پوسته ی دکتر متخصص زنان و شروع کرد به فلسفه بافی و ربط دادن جوش های صورت ما به اختلالات هورمونی زنانه !! گاهی جالبه بدون لو دادن تحصیلاتت مثل بوق بشینی و ببینی اطلاعات پزشکی مردم در چه حده . اگه یک کلمه می گفتم , یه نــــــــــــــه کشیده می گفت و ادامه افضاتشون . حرفاشو جدی نگرفتم اما

می دونید امسال میشه گفت اولین سالی هست که من از درس و امتحان تا حدی دورم . از چند سال پیش  دی ماه و تیر ماه که فصل امتحانات بود خاله پری ما پیداش نمی شد . می گفتم به خاطر استرس امتحاناتم هست . اما امسال هم این قضیه تکرار شد . نکنه بدن زنانه من عادت کرده 2 ماه از سال فعالیت نداشته باشه ؟ نمی تونم بگم کمی نگران نیستم .خنثی

+ آه که هر چقدر به این استاد راهنمام زنگ می زنم انگار گوشیشو گذاشته تو قابلمه درش هم بسته و گذاشته طبقه آخر یخچال . بابا استاد راهنما باید همیشه در دسترس باشه به جان شیرین شما

   + بهار اناری - ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۱٠/٢٤