طاعت از دست نیاید،گنهی باید کرد / در دل یار به هر شیوه رهی باید کرد ...

فکر می کنم عنوان پست ، عنوان یکی از پست های یک دوست وبلاگی بود که چندی قبل خوندم و به دلم نشست . اما بیاد ندارم کدوم وبلاگ . اگه گذرش افتاد بر من ببخشه .

+ دلم می خواد بنویسم ... از هر دری ... حتی از اون بلوز بافتنی دکولته ای که قرار بود ببافم و حالا که تموم شده من عاشقش شدم:) ... اما راستش ذهنم زیادی مشغوله و اصلا تمرکز کافی ندارم . همیشه هر وقت قراره یه تحولی تو زندگیم ایجاد بشه همین طوری میشم . این مسئله ی طرحم و بیمارستان و رفت و آمدی که این روزا با یه سری رئیس روسا دارم خیلی درگیرم کرده . دعا کنید به زودی و با آرامش بیام . دعا کنید شرایط کاریم اونی بشه که هر روز با اشتیاق برم سر کار . فردا معلوم بشه ، شاید ... 

+ اولین جلسه ی نشست من و همسری طبق دستورات و تکنیک های مشاور انجام شد . دیروز، تو یه عصر حمعه ی پاییزی سرد . روی صندلی عقب ماشینمون که بخار گرم نفس هامون روی شیشه هاش ، دورمون حریم کشیده بود و جون می داد برای نقاشی های من ... خوب بود ... تونستیم با گفت و گوی آروم و منطقی 4 قانون مهم برای زندگی مشترکمون وضع کنیم :) هر دومون یه دفترچه داریم که اصول و منشور منحصر به فرد زندگی خودمون رو توش می نویسیم و قراره تا همیشه بهش پایبند باشیم انشااله ...        و من خدا رو شاکرم .

دارم بیش از هر زمان دیگه ای به حقیقت این موضوع فکر می کنم که ماجراهای زندگی ما مثل دانه های انار منظم و با تدبیر کنار هم چیده شده ... " و او خالقیست دانای سنجیده کار"

                                               

   + بهار اناری - ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/٩/٩