این بغض طفلکی ...

تا حالا شده خسته ی خسته باشی اینقدر که حس کنی چند تن سنگ خالی کردن تو سرت ، دلت بخواد چند روز بخوابی اما حتی چند لحظه هم خواب به چشمت نیاد ؟ من الان اینطوریم .

امروز محل شروع به طرحم تا حد زیادی معلوم شد . عصری با مامان رفتیم روپوش سفید با نوارهای سورمه ای و مقنعه ی سرمه ای و شلوار سرمه ای خریدیم ... اما من تمام طول راه یه بغض طفلکی تو گلوم بال بال می زد . شاید همون بغضی که از صبح نشست تو وجودم و هنوزم جا خوش کرده ...

امروز صبح با همسرم رفتیم اداره طرح . دیروز مسئولش گفت چون زن و شوهر هستیم صلاح نیست یه جا کار کنیم . امروز با همسرم رفتم تا بلکه راضی بشه ... شاید زیادی امیدوار بودم که بشه و برام قبول همچین دلیلی اونم حالا که همسرم خودش هم می خواست که برم اونجا ، غیر قابل باور بود . اما نشد دیگه ... نشد ... ن ش د ... قرار شد برم همون بیمارستان سوم اما با پارتی بازی های فراوان آقای همسر، قرار شد برم سی سی یو که همیشه دوست داشتم این بخش باشم . بیمارستانش هم بد نیست ، خوبه . اما ... همیشه یه اما هست ...

صبحی آشکارا بعض کردم و بغض کرد ... 

چقدر بین همه ی وانمود کردن هام به بی تفاوتی ها و استقلالم ، باز هم دست آخر حس می کنم بودنش نیازمه ... امنیتمه ... پشتوانه ی منه ... 

آره خیلی وقته که مبتلام ... از همون اوایل نوجوونی اصلا از همون وقت هایی که بعد از چند روز مهمون بودن می رفتن و من تا دو روز پشت سرش یواشکی گریه ی دلتنگی می کردم ... همون وقتایی که شاید اون بی خیال بود اما من بهش مبتلا بودم و انگار هنوزم زیر این پوشش غرور و خودخواهی پوشالی ، هستم ...

امروزکه عقلم تایید میکرد  با هم کار کردنمون یک جا مشکل ایجاد می کنه اما این دلم با عقلم راه نمیومد، باز هم همون حس ها تمام و کمال نشست تو وجودم ... 

خدایا بیا " تو " بهم بگو حکمتی داره این دور شدن دوباره . بگو اگه دلخوشی کوچولوت رو ازت گرفتم قراره چیزای بهتری بهت بدم . بیا بگو صبور باش انسانی که عجول آفریدمت . 

بیا اینا رو تو بهم بگو تا بازم بگم " الهی به امید تو " و آستین های همتم رو بالا بزنم و مشغول شم . تو که می دونی روی دردهای خودم با کم کردن درد بیمارهام التیام می ذارم ... 

" آمدنت تصادفی نیست 

هدفی فرا راه توست 

کل اراده بر این است 

که کاری 

با دستان تو 

به جایی برسد "

به زودی دوباره پرستارم ...

 

   + بهار اناری - ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٢/٩/۱٠