و من عروس بهشتی ترین ماه بهار

سلام . امیدوارم همه سال نو رو با شادی و آرامش شروع کرده باشند .

با اینکه خیلی دوست دارم بیام و یه چیزهایی رو اینجا یادگاری بذارم اما واقعا وقت کم میارم . این روزام همش شده دغدغه ی وقتتتت ... روزایی که تند و تند از پی هم میگذرن . من شدم یه عروس استرسو که البته سعی می کنم خیلی بروزش ندم و همسرک شده یه دوماد ریلکس که فکر کنم دغدغه ی چیزی که نداره وقت و زمان و این ساعته اصلا قهر . امان از دست مرداکه فقط باید از دستشون حرص بخوری حالا تازه خدا رحم کرده یه مرتب و منظمش نصیب من شده . الان هم منتظرم تا آقا تشریف بیارن و بریم کار چند تا آرایشگاه رو ببینم . تا آخر هفته باید تکلیف آرایشگاه و لباس عروس رو مشخص کنم و یکماه بعدش رو تکمیل کردن جهزیه و چیدن خونه به امید خدا ( وووووی چقد کار دارم استرس) . ما بریم فعلا تا بعد .

+ چقدر این روزا کمبود یه خواهر برای همراهی باهام رو حس می کنم . اگه یه خواهر داشتم ...

+ کی این خان ها تموم میشه و میرسیم به مرحله ی چیدن لونمون آخه ... خیال باطل

+ اکثر بچه ها تو بخش " عروسمون " یا " عروس خانوم " صدام می کنن . تو شبکاری ها و شیفت های آرومتر ، کنفرانس پیدا کردن جا و ارایشگاه و... برای منه. 

   + بهار اناری - ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۳/۱/۱٦