نگرانی بابت رفتار خانواده همسر

یکی از مواردی که تو این مدت از خانواده همسر دیدم و بابتش نگرانم اینه : 

خب خونه ای که قراره ما توش زندگیمون رو شروع کنیم واحدی از آپارتمان هست که دقیقا کنار واحد خانواده ی همسر اینهاست . یعنی این دو واحد دقیقا کنار هم هست . تو این چند روزه که من می رفتم برای تمیز کردن خونه یا چیدن وسایل و خرده کاری ها شاهد این بودم که هر نیم ساعت یا به فاصله کمتر زنگ خونه به صدا در می اومد و مادر همسر یا خواهرش پشت در بودند با این سوال که اومدیم ببینیم دارین چیکار می کنید ؟!!!!! از همسر پرسیدم : همیشه به همین شکل سر می زنند وقتی تو توی خونه هستی ؟ که جواب داد آره مرتب میان و می رن !

خب این موضوع برای من که روی استقلال زندگیم اینقدر حساسم یه جوراهایی قابل تحمل نیست . از طرفی هم بابا شاید من آمادگی اینو نداشته باشم که هر نیم ساعت بخواید بهم سر بزنید ، شاید من دلم میخواد تو خونم لباس راحت راحت بپوشم و شما بدون مقدمه میاید من معذب بشم ، شاید وقت نکرده باشم خونمو مرتب کنم و خجالت بکشم جلو شما ، شاید من و همسر تازه ازدواج کرده مشغول یه کارهایی باشیم با هم . 

خدا کنه این روند ادامه دار نشه و خانواده همسر درک کنند که پسرشون ازدواج کرده و درسته که کنارشون زندگی می کنه اما باهاشون زندگی نمیکنه و باید یه حد و مرزهایی رو در روابط نگه دارند .

   + بهار اناری - ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱