باز هم مهر مهربون

پاییز هزار رنگ و رنگارنگ با ورودش به خونه ی ما هم آرامش آورد .بعد از چند روزی که پر طلاطم بودم، به وجود من هم همون آرامش هر ساله رو جاری کرد . شب های بلند ، این سکوت و آرامشش ، این حزن قشنگ و آرومی که با خودش داره . . . . من عاشق پاییزم ...

امروز  از خواب که بیدار شدیم همسر در تراس اتاق خواب رو باز کرد و گفت بذار هوای پاییز زیبا بیاد تو خونمون :) 

   

                           

 صبح که من و همسر می رفتیم به سمت محل کار اولین بچه ی مدرسه ای رو  دیدم که کوله به پشت دوان دوان خودشو می رسوند به مدرسه :) شهر امروز یه حال و هوای دیگه داشت . آدمو می برد یه خاطرات بچگی و روزهای اول مهر که من همون موقع ها هم عاشق حال و هواش بودم . 

دیروز عصر با مامان قرار گذاشتم و رفتیم با هم بیرون . خوووب بود :) هوس انار کرده بود مامان هم فورا برام انار خرید . شب به جای شام فقط  انار خوردم :) . بهترم ...

   + بهار اناری - ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۱