می خواستم بیام و بنویسم از گوشیم که ناغافل سوخت و هر چی شماره داشتم و اون همه عکس که فکر کنم هوتوتو شد و رفت پی کارش , حالا جگر سوختم از اس ام اس هایی که یادگار یه روزهای خاص بود و من نگهشون داشته بودم بماند . میخواستم بنویسم که الان دو هفته هست آسمون هم با همه چی دست به یکی کرده که نتونم برم یکی دیگه بخرم  .

می خواستم بنویسم از ناعدالتی ای که تو بخش غوغا می کنه , که از این همه " نید " شدن تو این بخش و اون بخش به صرف " طرحی " بودنم خسته شدم . این آقای همسر هم میگه وجهه خودتو خراب نکن با اعتراضی که می دونی به جایی نمیرسه , اما من اینطوری حس گاو بودن بهم دست میده خب .

می خواستم بیام و بنویسم که دیگه برای آشتی خانواده ها هیچکاری نمی کنم . اصلا به من چه ... تا ابد قهر باشن ... تا ابد هر کسی ساز خودشو بزنه حتی همسر خان ... ما هم تا ابد عقد کرده می مونیم  ... منم تو خونه بابام خیلی هم خوشم اصلن ...

" یه دوشِ آبِ گــــرم … 
یه لباسِ راحـــــت … 
یه چـــای تازه دم … 
یه موسیـــقی ملایــــم … 
به درک که خیـــلی از مشــــکلات حل نمیشه….. والا "

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

کاش واقعا با یه به درک گفتن مشکلات میرفتن[ناراحت]

افسون

قربون بهارکم بشم.... میبینم که اومدی یه پست پر از شکایت نوشتی و رفتی.......بهاااااااار..... نگو به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه.... میشه... حل میشه... فقط به زمان نیاز داره....[لبخند] میگم ... یه فکری به سرم زده...... خانواده شما از اونهایی نیستن که طلاقو یه ننگ بدونن؟؟؟؟؟؟

هدیه

یه وقتایی هم که زن و شوهر مشکلی ندارن این بزرگترها چوب لای چرخشون میذارن و با دخالت ها و خودخواهی هاشون دلخوری بوجود میارن الهی که همه چی درست میشه، مهم خودتو همسرت هستین، بقیه هم بالاخره کوتاه میان انشالله

آتوسا

بهار جان آخه تو چطور نميتونى خانواده خودتو متقاعد كنى؟ بشين باهاشون صحبت كن. برات دعا ميكنم عزيزم

افسون

این چه حرفیه بهارم؟ من بیجا بکنم بگم برو طلاق بگیر... منظورم اینه که اگه خانواده تو(یعنی پدر و مادرت) طلاقو بد میدونن، بجای اینکه انقدر بدوئی دنبالشونو نازشونو بکشی و همش هم بخوای وساطت کنی که با هم خوب بشن و اونا هم گارد بگیرن در مقابلت، لج کن و پاتو بزار تو یه کفش و به خانواده خودت بگو من میخوام از همسری جدا بشم... اینطوری اونا از خر شیطون میان پایینو حالا میوفتن دنبالت تا پا درمیونی کنن و شمارو با هم خوب کنن . . . نمیدونم تا چه اندازه برات این روش کاربرد داره، ولی یکی از دوستام از این روش استفاده کرد و نتیجه گرفت

دریا

وقتی دیدم نوشتی آشتی خونواده ها... یاد خودم افتادم. انگار تنها نیستم! ما هم عقدیم! ما هم منتظریم خونواده ها آشتی کنن تا بتونیم با خیال راحت عروسی بگیریم! از بلاگ حرفاهای نگفته اومدم پیشت عزیزم از ته ته ته دلم براتآرزو میکنم که زودتر مشکلاتتون حل شه و با همسرت برین زیر یه سقف. مامان بابای من یه بار برا آشتی پیش قدم شدن. اما خونواده همسر...[سبز][عصبانی][اوغ] برا آرزوی آرامش و خوشبختی دارم عزیزم

دریا

از اول این بلاگ همه پستات رو خوندم بهار عزیزم باز هم از صمیم قلبم برات دعا میکنم که همونجوری که خودت در لباس یک پرستار و فرشته مهربون کمک حال مردمی هستی که جسمشون نتونسته هم پاشون باشه، خدا هم به برکت این شغل پاک و شریفت، درِ آرامشش رو به روت باز کنه و کمکت کنه تا زودتر همه مشکلاتت حل شه عزیزم امیدوارم بیای و از روزهای قشنگ پیش روت برامون بنویسی. راستی دوست خوبم تو لینک دوستام ثبت شدی[گل]

M

webe khubi dari

M

webe khubi dari

مهرآذین

کجایی بهار جان؟ بیا و از روزای خوبت بگو ما منتظریم[لبخند] همسر حالش خوبه؟