چه روزهای سنگینی هستن و چقدر سنگین تر می گذرن . هیچ نوروزی مثل نوروز امسال برام نبوده . چقدر حجم نداشتن ها و نبودن ها رو دلم سنگینی می کنه . حتی نمی تونم پست پایان سال بذارم . خدا کنه هیچ تازه عروسی مثل من درگیر این حس ها نشه . طبیعت داره رنگ می گیره و تازه میشه و من از این همه سیاهی اطرافم خسته و دل مرده شدم . وجدانم میگه هییسسس بذار این فصل هم با صبوری بگذره اما دلم بهانه های بچه گانه و معصومانه می گیره و من باز هم تو این جدال تنها می مونم . روزهای خوبی نیستن , حال من هم خوب نیست . تو این قانون های نانوشته ی سیاهی , درگیر یه سکوت یخی ام . 

+ به خاطر همدردی ها و هم دلی هاتون ممنونم . ببخشید که نتونستم جوابی در قبالش بدم . راستش غافلگیر شدم چون فکر می کردم دیگه هیچ کس منو نمی خونه . ممنونم که شریک غم و شادی هستین . 

/ 6 نظر / 39 بازدید
سپیده

حس های بد رو بریز دور عیدت مبارک[ماچ]

افسون

سال نو مبارک باشه بهارم.. الهی بهار با اومدنش دلتو بهاری کنه... منم پارسال تو همون روزها باباجونمو از دست دادم.. یادته که.. ازین دنیای مزخرف حتی نمیشه گله و شکایت کرد. الهی تا عمر دارید دیگه غم نشینه رو دلاتون... برات بهترین هارو از خدا میخوام

آوا....کافه ی خیابان هفتم

عزیزم امیدوارم کم کم از اون سیاهی در بیاین . صبوری کن دختر خوب . کمی موقعیت افراد دور و برت رو در همچین ایامی که دلشون شکسته درک کن . دعا میکنم که به زودی زود با خیر و اتفاقی خیر دلتون شاد شه [ماچ]

آوا....کافه ی خیابان هفتم

راستی من اومده بودم که سال جدید رو با کلی تاخیر تبریک بگم ولی با این خبر و اتفاق بد مواجه شدم . با این حال اجازه بده که بهت تبریک بگم . امیدوارم که در سال جدید دیگه غم توی دلتون اشیون نکنه . سال نوت مبارک راستی یه سئوال ! ممکنه بگی برادر همسرت چطور فوت شد ؟؟؟ جوون بود ؟؟؟ شد دو تا سئوال ! سومیش هم در راهه . مجرد بود ؟

آوا....کافه ی خیابان هفتم

خدا رحمتش کنه .... دیگه زندگی و مرگ همینه دیگه ! جفت همن . اومدی باید بری . فقط زمان و چجور رفتنش متفاوته [ناراحت]

فاطمه

سلام عزیزم امیدوارم دلت بهاری باشه .. عزیزم من ازدواج کردم .لطف خدا شامل حالم شد اونم درست وقتی که از همه چیز ناامید بودم... .فقط گرفتن مراسم عروسی مونده اونم ایشالا به زودی درست می شه . دوست وبلاگی من که سالها همراهم بودی .:) ایشالا تو هم همیشه شاد و خوشحال باشی :)